پیام شمس الدینی را چند روز پیش در غروبی سرد ملاقات کردم . ۵ ساعتی از هر دری سخن گفتیم . پیام شاعر ٬ روزنامه نگار و پژوهشگر کاردانی ست . دفتر شعری از آثار ده ساله اخیر خود فراهم آورده که همین روزها توسط نشر آبرومند "ثالث " به بازار خواهد آمد . " بی هراس دیده شدن " عنوان این مجموعه است که حدود ۸۰ - ۷۰ صفحه حجم دارد . با "دائره المعارف بزرگ پزشکی جهان اسلام" هم همکاری می کند و البته از همکاران اصلی من در مجله ای بود به نام " پرگار " که ده شماره ابتدایی آن بین سالهای ۸۳-۸۲ به سردبیری من در یزد منتشر می شد . او دبیر بخش فرهنگ و ادب و البته از ستونهای اصلی تحریریه بود . پرجنب و جوش و خلاق و البته متین و اخلاقی ست . در عین شیفتگی به مدرنیته در حوزه اندیشه در سلوک فردی شدیدا سنت گراست . دو سالی ست از یزد کوچیده و ساکن " شهر بی نشانی " شده . معلم هنرستان است . شاعری نازکدل است که علم آهن ( متالوژی ) خوانده . پر از حرفهای ناگفته و سرشار از ایده های نو است . پر مطالعه و کتابخوان است . نادره ای است در میان دوستان من خلاصه کلام . از آن هایی که اگر ۱۰ سال زودتر تهران آمده بود شاید حالا - یعنی لااقل ۱۵-۱۰ سال زودتر برای خود اسمی دست و پا می کرد و قدرش فزون تر می شد . ۴ سال پیش که عباس کیارستمی به یزد آمده بود پرگار ویژه ای منتشر کرد برای او به سردبیری شمس الدینی . استاد سینما ساعتی از اوقات خود را صرف خواندن آن چه او فراهم آورده بود کرد : مجموعه ای از نگاههای نویسندگان یزدی به کارهای کیارستمی . حرف عجیبی زد . گفت تاکنون آثارم را کسی این گونه ندیده بود . و بعد گفت استعدادها در شهرستانها ناشناخته می مانند و تریبونها در مراکز در دست عده ای {....} است . باقی دیدگاههای استاد بماند شاید برای وقتی دیگر !