تبليغاتX
شهر بی نشانی
 
باز هم به نوشته های بی سرنوشت بازگشتم . از تقدیر گریزی نیست .
نوشته شده توسط امیر حسین جلالی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 |
به ما نیامده غربت . و مگر دنیای مجازی برای این نیست که آدم بتواند گونه ای دیگر از زیست را تجربه کند بی حصار و قید و بند با اتکا کامل به فردیت خوش بدون مرز و محدوده . زیستن در شهر بی نشانی برای لحظه های حقیقی و نوشتن و نفس کشیدن در دنیای مجازی در همان نشانی قدیمی . شاید این طور بهتر باشد . پس باز هم با نوشته های بی سرنوشت ...
نوشته شده توسط امیر حسین جلالی در جمعه ششم اردیبهشت 1387 |

هیچ فکر کرده اید تهران چه برای عرضه دارد که این همه آدم ار صبح تا شام در آن پرسه می زنند ؟ چه چیز آدم را برای ماندن در تهران دلخوش می دارد با این حجم فریاد ٬ این گامهایی که از تک و تا دارند می افتند و این نفسهای به شماره افتاده را ؟ نمی دانم اگر این سوال را برای یک همه پرسی عمومی یا آسان تر بگیریم برای مسابقه پیامکی یک برنامه تلویزیونی انتخاب کنند پاسخ چه خواهد بود و اکثریت چه خواهد گفت ." تهران شهری بسیاربزرگ ٬ بی در و پیکر ٬ آلوده ٬ پرسرو صدا ٬ از زاویه نگاه علی سنتوری مهرجویی وحشی " قطعا هیچ آدم بهره مند از سلامتی اینها را بر نخواهد گزید ! راستی پاسخ شما چیست ؟ 

نوشته شده توسط امیر حسین جلالی در جمعه ششم اردیبهشت 1387 |