<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شهر بی نشانی</title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/</link>
<description>پراکنده گویی ها </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 27 Apr 2008 11:58:15 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>باز هم به &lt;A href=&quot;http://amirjalali57.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;نوشته های بی سرنوشت&lt;/A&gt; بازگشتم . از تقدیر گریزی نیست . </description>
<pubDate>Sun, 27 Apr 2008 11:58:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kilometer7&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>kilometer7</dc:creator>
<guid>http://kilometer7.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز هم نوشته های بی سرنوشت ...</title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>به ما نیامده غربت . و مگر دنیای مجازی برای این نیست که آدم بتواند گونه ای دیگر از زیست را تجربه کند بی حصار و قید و بند با اتکا کامل به فردیت خوش بدون مرز و محدوده . زیستن در شهر بی نشانی برای لحظه های حقیقی و نوشتن و نفس کشیدن در دنیای مجازی در همان نشانی قدیمی . شاید این طور بهتر باشد . پس باز هم با &lt;A href=&quot;http://amirjalali57.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;نوشته های بی سرنوشت&lt;/A&gt; ... </description>
<pubDate>Fri, 25 Apr 2008 08:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kilometer7&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>kilometer7</dc:creator>
<guid>http://kilometer7.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا تهران ؟</title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;هیچ فکر کرده اید تهران چه برای عرضه دارد که این همه آدم ار صبح تا شام در آن پرسه می زنند ؟ چه چیز آدم را برای ماندن در تهران دلخوش می دارد با این حجم فریاد ٬ این گامهایی که از تک و تا دارند می افتند و این نفسهای به شماره افتاده را ؟ نمی دانم اگر این سوال را برای یک همه پرسی عمومی یا آسان تر بگیریم برای مسابقه پیامکی یک برنامه تلویزیونی انتخاب کنند پاسخ چه خواهد بود و اکثریت چه خواهد گفت .&quot; تهران شهری بسیاربزرگ ٬ بی در و پیکر ٬ آلوده ٬ پرسرو صدا ٬ از زاویه نگاه علی سنتوری مهرجویی وحشی &quot; قطعا هیچ آدم بهره مند از سلامتی اینها را بر نخواهد گزید ! راستی پاسخ شما چیست ؟ &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Apr 2008 08:11:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kilometer7&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>kilometer7</dc:creator>
<guid>http://kilometer7.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پشت چراغ قرمز </title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تفسير من از سال پشت سر اين است : زمانه بر مدار نامرادي . &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;زندگي از ديدگاه من نه فقط آني ست كه بر &quot; من &quot; مي گذرد بلكه آني هم هست كه براي آن چه من را معنا مي دهد و يا با من معنا پيدا مي كند نيز رخ مي دهد . دوستان ، خانواده و همشهريان&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و البته هم ميهنان نيز جزيي از &quot; من&quot; هستند . به چند رويداد روبرو نگاهي بيندازيد : &quot; مرگ كودكي يك ساله – فرزند يكي از هم دوره هايي دانشكده - /تشخيص ابتلا نوزاد نورسته همكاري به بيماري مادرزادي قلبي / مرگ دوستي در اثر خودكشي – آن چه ما ديديم و شنيديم ، قطعا رنج او را در روزهاي منتهي به آن تصميم دردناك نه ديديم و نه خواهيم فهميد -/ جدايي در زندگي مشترك بدون چشيدن حتي اندکی شيريني براي دو تن از دوستان /&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ناكامي دوستان در آزمون هاي ورودي به رغم كوششي يكساله و چندساله با چشم پوشي از لذات زندگي در بهار زندگي – سالهاي گذراي جواني - ... كم نيست ؟ و البته اين ها همه اخباري ست كه به روزنامه ها و رسانه ها راهي ندارند كه اگر انبوه اخبار رنج و نامرادي و ناكامي مردمان ديارمان بر صفحات روزنامه را بيفزاييم مثنوي هفتاد من كاغذ شود . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;اما رستني ها كم نيست شايد من و تو كم رستيم . خوشبختي يك خط صاف نمي سازد . خوشبختي را بايد در اندك لحظه ها جست مثلا در لبخند دلپذير كودكي يا در نجواي لالايي مادري كه لبخند رضايت از خواب شيرين محبوبش دارد . تا رنج نباشد خوشبختي طعمي ندارد . تا شرنگ ناكامي كام را تلخ نسازد شيريني سعادت مزه اي نمي دهد . چراغ سبز مي شود . امتداد بوق راننده هاي عجول افكار مرا به هم مي ريزد . صدتوماني در دستم خشكيده . دخترك گلفروش با شادي پول را مي قاپد و به كنار خيابان مي پرد . بوقها هنوز امتداد دارد . انگار چيزي در من مي شكفد . لحظه تحويل سال نزديك است&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Mar 2008 12:10:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kilometer7&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>kilometer7</dc:creator>
<guid>http://kilometer7.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با اندکی تاخیر ...</title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;H3 class=storytitle id=post-402&gt;&lt;A title=&quot;Permanent Link: کوچ بنفشه‌ها …&quot; href=&quot;http://rezas.blogsome.com/2005/02/27/kadkani-3/&quot; rel=bookmark&gt;&lt;FONT color=#0033cc size=2&gt;کوچ بنفشه‌ها …&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/H3&gt;
&lt;DIV class=storycontent&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در روزهاي آخر اسفند&lt;BR&gt;کوچ بنفشه‌هاي مهاجر&lt;BR&gt;زيباست&lt;BR&gt;در نيم روز روشن اسفند&lt;BR&gt;وقتي بنفشه‌ها را از سايه‌هاي سرد&lt;BR&gt;در اطلس شميم بهاران&lt;BR&gt;با خاک و ريشه&lt;BR&gt;ميهن سيارشان&lt;BR&gt;در جعبه‌هاي کوچک چوبي&lt;BR&gt;در گوشه‌ی خيابان مي‌آورند&lt;BR&gt;جوي هزار زمزمه در من&lt;BR&gt;مي‌جوشد&lt;BR&gt;اي‌کاش&lt;BR&gt;اي‌کاش آدمي وطنش را&lt;BR&gt;مثل بنفشه‌ها&lt;BR&gt;در جعبه‌هاي خاک&lt;BR&gt;يک روز مي‌توانست&lt;BR&gt;همراه خويش ببرد هر کجا که خواست&lt;BR&gt;در روشناي باران&lt;BR&gt;در آفتاب پاک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;استاد محمد رضا شفیعی کدکنی&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Mar 2008 15:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kilometer7&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>kilometer7</dc:creator>
<guid>http://kilometer7.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شمس الدینی و کیارستمی </title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;پیام شمس الدینی را چند روز پیش در غروبی سرد ملاقات کردم . ۵ ساعتی از هر دری سخن گفتیم . پیام شاعر ٬ روزنامه نگار و پژوهشگر کاردانی ست . دفتر شعری از آثار ده ساله اخیر خود فراهم آورده که همین روزها توسط نشر آبرومند &quot;ثالث &quot; به بازار خواهد آمد . &quot; بی هراس دیده شدن &quot; عنوان این مجموعه است که حدود ۸۰ - ۷۰ صفحه حجم دارد . با &quot;دائره المعارف بزرگ پزشکی جهان اسلام&quot; هم همکاری می کند و البته از همکاران اصلی من در مجله ای بود به نام &quot; پرگار &quot; که ده شماره ابتدایی آن بین سالهای ۸۳-۸۲ به سردبیری من در یزد منتشر می شد . او دبیر بخش فرهنگ و ادب و البته از ستونهای اصلی تحریریه بود .  پرجنب و جوش و خلاق و البته متین و اخلاقی ست . در عین شیفتگی به مدرنیته در حوزه اندیشه در سلوک فردی شدیدا سنت گراست . دو سالی ست از یزد کوچیده و ساکن &quot; شهر بی نشانی &quot; شده . معلم هنرستان است . شاعری نازکدل است که علم آهن ( متالوژی ) خوانده . پر از حرفهای ناگفته و سرشار از ایده های نو است . پر مطالعه و کتابخوان است . نادره ای است در میان دوستان من خلاصه کلام . از آن هایی که اگر ۱۰ سال زودتر تهران آمده بود شاید حالا - یعنی لااقل ۱۵-۱۰ سال زودتر برای خود اسمی دست و پا می کرد و قدرش فزون تر می شد . ۴ سال پیش که عباس کیارستمی به یزد آمده بود پرگار ویژه ای منتشر کرد برای او به سردبیری شمس الدینی . استاد سینما ساعتی از اوقات خود را صرف خواندن آن چه او فراهم آورده بود کرد : مجموعه ای از نگاههای نویسندگان یزدی به کارهای کیارستمی . حرف عجیبی زد . گفت تاکنون آثارم را کسی این گونه ندیده بود . و بعد گفت استعدادها در شهرستانها ناشناخته می مانند و تریبونها در مراکز در دست عده ای {....} است . باقی دیدگاههای استاد بماند شاید برای وقتی دیگر !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 08 Feb 2008 10:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kilometer7&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>kilometer7</dc:creator>
<guid>http://kilometer7.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهانه ها</title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>بهانه اندک نیست اما مجال نوشتن کمتر رخ می نماید . روزها و شب ها را می شمارم تا مگر گشایشی شود و خود را به روزی دیگر حواله می دهم هر روز . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Jan 2008 15:23:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kilometer7&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>kilometer7</dc:creator>
<guid>http://kilometer7.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نکته سنجی های دوستانه </title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=cmTable cellPadding=2 width=450 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=cmTdb width=&quot;100%&quot; colSpan=6&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;دوست عزیز مجازی و حقیقی دکتر علی اکبر جعفری در کامنت های وبلاگ نکاتی را درباره رویکرد تازه من در وبلاگ نویسی و بازگشتی که به سیاق گذشته داشته ام تحریر نموده که حیفم آمد نخوانید . جدا از محبت یک دوست ٬ نوشته دکتر جعفری چون همیشه واجد نکته سنجی هایی دلپذیر است :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &quot; خوشحالم که تجربه نوشته ها را در شهر بی نشانی پی گرفتید .نوشته های شما در همان بی سرنوشتی اش به دل می نشست .نوشته سرنوشت دار این روزها چندان چنگی به دل نمی زند،همچنانکه شهرهای نشان دار هم نشان روشنی پیش رو نمی گذارند.وقتی به حکم ضرورت ناگزیر به نفس کشیدن درهوای آلوده تهران باشید روا نیست درفضای مجازی دم زدن در هوای آزاد را ازکف بدهید، حتی اگرگمان کنید سایه سربی وسنگین چنین اتمسفری فضای مجازی رانیز چندان بی تاثیر نمی گذارد...بگذریم ..&lt;BR&gt;دکترجان:گاهی گمان میکنم ما شرقیان ودر این میان ایرانیان وشایدهم ساکنان کویر درپی بیکرانگی سرزمین امان همواره درکنار دلمشغولی اصلی امان که عمده وقت وانرژی مارا رابه خودمصروف می داردهرازگاه بی میل نیستیم حیاط خلوتی برای قدری نشستن ولختی واگویه کردن تاملات گاه وبیگاه ازآنچه پیرامونمان میگذرد بسازیم.نمی دانم ! شاید این خاصیت همه آدمها باشد .شاید هم طبع اشراقی ما چنین اقتضایی دارد که چندان در حصار تعیین نمی ماندوذهن جوال وافکار همواره سیالی برایمان ساخته تاحتی چنانچه حسب علاقه و یاضرورت درحوزه ای تخصصی هم تمرکز یافتیم از سرکشی به ساحت های دیگرعمومی چندان برکنارنمانیم.البته بنظرم سرک کشیدن گاه وبیگاه مابه حوزه هایی نظیر ادبیات وتاریخ وحتی سیاست و...چاشنی طراوت بخش وشاید هم ناگزیر زندگی حرفه ای است.در جهان سوم به این روزگار ما آن اندک مردمانی هم که گاهی احوال ز یرین جامعه خود را به رصد می نشینند اگر سرکار خویش گیرند چه امیدی به زندگی در این اجتماع می ماند. &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=cmTdb style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; colSpan=2&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Jan 2008 13:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kilometer7&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>kilometer7</dc:creator>
<guid>http://kilometer7.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احمق ها و آزادی</title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;اصلا به ما نیامده . هر چه کلنجار رفتم دیدم قید و بند بیش از آن که چارچوب بدهد و سامان ٬نظم بیافریند و استحکام ٬ بیشتر محدود می کند و تنگنا و خفقان به بار می آورد و یک بار به عینه دیدم چرا بشر به درازای تاریخ خود در هوای آزادی همیشه و همه زمان بوده  . حالا دوباره می خواهم تنفس کنم . حتی اگر در هوای فوق آلوده تهران باشد اما هوس کرده ام آزادانه نفس کشم و ریه هایم را از آزادی پرکنم . نام وبلاگ را هم تغییر دادم . برای آن که &lt;A href=&quot;http://amirjalali57.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;نوشته های بی سرنوشت&lt;/A&gt; خاطره بماند ٬ نامی تازه برگزیدم . به هر حال نظرم عوض شد و گمان نکنم مانعی باشد چون به تعبیر عباس کیارستمی &quot; تنها احمق ها هستند که نظر خود را عوض نمی کنند ! &quot; پراکنده گویی ها را دوباره خواهم آغازید . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 05:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kilometer7&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>kilometer7</dc:creator>
<guid>http://kilometer7.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توقفی کوتاه</title>
<link>http://kilometer7.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;وبلاگ را هنوز چندان به دوستان و دیگران معرفی نکرده ام . هنوز آن چارچوب دلخواه که بر مدار آن نگاه و نوشته ها را سامان دهم به کف نیاورده ام . در نظرخواهی از چند دوست نزدیک هم چند نوشته دست و پا شکسته موجود چنگی به دل نزده و آثاری از سر بی حوصلگی و پرتکلف و جدی ارزیابی شده در حالی که نوشته های بی سرنوشت را صمیمی تر دیده بودند و البته دارای مشی و روشی روشن تر . راستی تکلیف با خودم هم روشن نیست که قرار است برای کی بنویسم و از چه بنویسم . چند روزی در تعطیلات در دیار اجدادی به تامل می پردازم و آن گاه شاید با دستی پرتر و بصیرتی افزون تر آغازی دوباره نمایم ...  و در این راه البته امید ارشاد دارم . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 03 Dec 2007 04:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kilometer7&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>kilometer7</dc:creator>
<guid>http://kilometer7.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
